شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت دماسنج
+ در دو سال گذشته دو *هاشمي* از دنيا رفتند. يکي *رفسنجاني، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام* ديگري *شاهرودي، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام* در اولي دولت سه روز عزاي عمومي اعلام کرد و کشور را رسما تعطيل کرد در دومي به اجبار و اکراه تنها يک روز رو عزاي عمومي اعلام کرد! اما علت تفاوت چيه؟ من ميگم اولي شيخ انگليسي بود و تکريمش واجب!! و دومي سيد ضد انگليسي که استکبار از اون ناراضي بود!
هما بانو
:(
+ گوشي هايي که تنها در يک زنگ درسي از دانش آموزان گرفته شده است:) من بهش ميگم آفت کلاس درس:(

ازدانش اموزان ميشه گرفت... از دانشجويان که نميشه گرفت و....
هما بانو
:(
بعدی همه 22 نظر قبلی
معلمانه2
{a h=T313}Reza??{/a} سلام همين طوري درس گوش نميکنن واي به حال اينکه اجازه استفاده از گوشي هم بهشون بدم:)
Reza❤️
{a h=moallemaneh2}معلمانه2{/a} خب زمونه عوض شده مثل قديم نيست
+ سوال: مراتب شرک را نام ببريد؟ جواب دانش آموز: ضد خدا، ضد پيامبر، ضد قرآن، ضد اسلام:-o سوال: دو نمونه از سنت هاي الهي را نام ببريد؟ جواب: سنت ازدواج، سنت فرزند آوري :-o
Miss fatima
97/10/17
+ #مرداد_تلخ(5) شب سه شنبه بابا سرم رو با تيغ تراشيد، عينهو سيب پخته شدم:)...با احمد همش شوخي ميکرديم که قرارمون فردا بعد عمل طبقه02! 02سردخونه بيمارستان بود:)...حيف که گذرم نيفتاد:(...دوشنبه شب شام سوپ دادن و صبح هم ناشتا...لباس عمل رو برام آوردن پوشيدم..يه چيزي تو مايه هاي دشداشه عربي..توي بخش پرستاري که ميخواست من رو ببره واسه اتاق عمل روي دستم يه چسب کاغذي زد و روش نوشت:*تومور مغزي*...
معلمانه2
تا فهميدم تومور مغزي هست تو دلم خالي شد ولي ديگه نميشد کاري کرد...انگاري واقعا بايد مي رفتم 02:)
ان شاء الله از اين امتحان هم بسلامت بدر آييد @};-
بعدی همه 9 نظر قبلی
معلمانه2
{a h=yajaavad}انديشه نگار{/a} سلام...الان دارم مينويسم.
{a h=moallemaneh2}2معلمانه{/a} بسيار خوب...
+ #مرداد_تلخ(6) توي اتاق انتظار عمل، غير از من يک شخص عرب زبان هم بود که فارسي بلد نبود، ظاهرا ميخواست طحال عمل کنه!...نوبت من شد و ساعت هشت، هشت و نيم بود که رفتم توي اتاق عمل...آنجوکت رو به مچ دست چپم وصل کردن و سرم و من ديگه چيزي نفهميدم...يه لحظه به خودم اومدم ديدم دايم دارن تخت رو زير چراغ اتاق عمل ميچرخونن! به حنجرم اشاره کردم و به دکتر گفتم: تيغ رو بذار اينجا راحتم کن:)...
معلمانه2
لبخندي زد و گفت: ميخوايم نور رو روي سرت تنظيم کنيم:) و باز من چيزي نفهميدم...بين هوش و بي هوش بودم که حس کردم من رو دارن از اتاق بيرون ميارن و انگار احمد داشت ميپرسيد که عملش چطور بود...و من رفتم ICU...ICUهمه چيزش خوب بود فقط حيف غذا نميدادن:(...تا هوشيار بشم و قشنگ به خودم بيام فکر ميکنم ساعت شد6/7 عصر...مادر با لباس مخصوص اومد بالا سرم...گفتم خوبم. خيالش راحت شد...
سلام / اينها كه همش شيرينه ... پس كو تلخيش !!!؟ :)
معلمانه2
{a h=uld}« لنگرودي »{/a} سلام...تلخيش رو تو مورد اول گفته بودم
+ سر ظهر کلاس دارم. بيرون مدرسه چند تا دانش آموز وايساندن. از دور دست بلند مي کنن و داد مي زنن: آقا خيلي گلي:) من: خودم ميدونم:) يه چيز تازه بگيد:) اونا: آقا سلطاني:) آقا بعد علي تو مردي:) راهم رو کج ميکنم سمتشون. باهاشون دست ميدم. من: يه زماني بين بچه بسيجيا مد شده بود آقاي خامنه اي رو با امام علي مقايسه مي کردن. ايشون توي يکي از سخنرانياش انتقاد کرد و فرمود:
معلمانه2
من خاک پاي قنبر غلام امير المومنين هم نيستم. حالا من کجا اميرالمومنين کجا:)اونا: آقا تو نمره ما رو بده اشکال نداره:دي
freand
{a h=moallemaneh2}معلمانه2{/a} فقط نمره بديد کافيه:)
همه 6 نظر
*Baran*
کاش اصن چيزي به اسم نمره وجود نداشت...از همون اول مارو به نمره حساس کردن واسه همينه که به جاي پرداختن به مفهوم درس همش فکر نمره ايم ...اصن کي اين نمره رو بنيان گذاشت؟؟؟؟؟ لعنت بهش
مبارز..
:D
+ همه کلاس هام با اين خطبه شروع ميشن: *بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين، علي الله توکلي و علي اصحاب الخمسه توسلي في جميع الامور و خاصه الامر، عرض سلام و ادب و احترام و وقت بخير دارم خدمت دوستان محترم، اميدوارم روزتون رو تا اينجا با شادي و شادکامي پشت سر گذاشته باشيد و در ادامه روز و هفته و ماه و سال و عمرتون همراه با شادي و شادکامي و خير و برکت و موفقيت باشه.*
معلمانه2
دانش آموز: آقا اين همه رو حفظ کردي يا ياد گرفتي؟:)
معلمانه2
چند تا از دانش آموزاي پارسال رو پارک نزديک خونه پدرم ديدم. بعد از حال و احوال و گلايه از معلم امسالشون و اينکه آقا ما قدر تو رو ندونستيم و اينا: آقا ميشه اون آيه! اول کلاس رو دوباره بخوني؟:) من: *بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين، علي الله توکلي و علي اصحاب الخمسه توسلي في جميع الامور و خاصه الامر...*
همه 5 نظر
اوههههه مثل يکي از معلم هاي ما که هميشه مي گفت بسم الله الرحمن الرحيم و افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد . صبح همي گي شما به خير براي همه شما سلامتي ارزو مي کنم....... هنوز صداشون تو گوشمه بعد 30 سال ... خدا بامرزدشون... چند وقت پيش اگهي ترحيمشون رو تو روزنامه خواندم
*Baran*
معلماي هيچي نميگفتن...تا ميومدن تو کلاس فقط جواب سلام ميدادن و سريع ميرفتن سراغ ليست و واسه درس صدامون ميزدن
+ از مدرسه اومدم بيرون. بچه مدام خداحافظي و اظهار لطف مي کردن يکيشون نگهم داشت که چند کلمه صحبت کنه در همين حين با رفيق بغل دستيش هم دست دادم دستش رو از دستم جدا کرد و گفت: آقا دستت کثيف ميشه، دست من دست کارگريه:) نگاه کردم، دستش سياه بود. محکمتر از قبل دستش رو گرفتم و توي دستم نگه داشتم صحبتم رو با دوستش ادامه دادم يهو برگشتم طرفش و گفتم: اين دست ارزش داره:)
معلمانه2
گل از گلش شکفت و گفت: آقا شما قدر مي دونيد خيلي از معلما دست نميدن که دستشون کثيف نشه!
freand
{a h=moallemaneh2}معلمانه2{/a} واي. اين خيلي بده که برخي معلما اينکارو ميکنن. بچه ها بايد از همين سنين تشويق بشن براي کار کردن.
هما بانو
احسنت به شما
+ صبح رفتم مدرسه سال گذشته بچه ها ريختن دور و برم و حال و احوال و آقا جات خيلي خاليه از معلم امسالشون گلايه داشتن منم گفتم: فلاني استاد منه و خيلي بهتره:) اکثرشون دلشون واسه سيلي هاي من تنگ شده بود:) هي ميومدن مي گفتن: آقا هنوز جايزه(سيلي) داري؟:)
*Baran*
سيلي ؟! تنبيه بدني؟!
معلمانه2
{a h=roozayebarani} Baran {/a} سلام سيلي ها خيلي آروم و شوخي مانند بود:)...
هما بانو
:) :)
*Baran*
{a h=moallemaneh2}معلمانه2{/a} سلام. آها .....نگرانيم رفع شد :)
+ دانش آموز: آقا خيلي چاکريم:) من: انجام وظيفه مي کني:دي
+ دانش آموز: آقا اگر کسي توي يک حادثه اي بميره و جنازش مثلا يک ماه بعد پيدا و دفن بشه، شب اول قبرش از همون يک ماه بعد شروع ميشه؟ من: نمي دونم:) . . وقتي چيزي رو اطلاعات دقيق و درست يا کافي نداريم بدون ترس بگيم نميدونم:)
*Baran*
اين سوال دانش آموزسوال منم هست اگه کسي ميدونه بگه :)
*Baran*
آره ترس نداره که
همه 7 نظر
*Baran*
{a h=yajaavad}انديشه نگار{/a} اي بابا ميت از کجا گير بيارم :)
{a h=roozayebarani}Baran{/a} :D
+ يکي از همکارا مي گفت: ماهي نهصد هزار تومن پول سيگار ميدم! اون وقت من قسطام رو که ميدم نهصد هزار تومن واسم ميمونه تا آخر برج:)
freand
مثل دايي من:(
مبارز..
لعنت بر مخترع سيگار
همه 7 نظر
{a h=mobarez10}مبارز..{/a} موافقم
معلمانه2
همکار مزبور ميگفت سيگار رو کنار گذاشتم، به جاش 400 تومن ترياک خريدم و ماهي يه بار ترياک مي کشم!
+ دانش آموز: آقا شما لباساتون رو از کجا مي خريد؟ من: واسه چي؟ دانش آموز: آقا لباساتون خوشگل و رنگ وارنگه آدم خوشش مياد بعضي از معلما همش يه لباس تنشونه:) . . يکي از آداب معلمي آراستگي و تميز پوشي هست...رسول خدا هر وقت ميخواست از خونه بيرون بره لباسش رو صاف و مرتب مي کرد و در آيينه يا آب موهاي مبارکش رو شونه مي کرد:)
اين نکته ي مهميه.
همه 6 نظر
*Baran*
به نکته خيلي خوبي اشاره کردين.من خودم خسته ميشدم وقتي يه معلم همش لباساي تکراري ميپوشيد و تنوع نميداد...فرض بگيرين يه معلم سه سال بيشتر وقتا يه مانتو با يه رنگ بپوشه..آدم زده ميشه
آفرين به شما... ما به مربي هاي حرم امام رضا بابت اين موضوع نمره ميديم تو ارزيابي :)
+ درس پرسيدم دانش آموز: آقا 19 بده:) 19 رو واسش توي دفتر نمره گذاشتم و گفتم: ميخواستم 20 بدم خودت گفتي 19 دادم:) توي زندگي هيچ وقت به کم بسنده نکنيد. توي رشد هميشه دنبال بالاترين و بيشترين باشين:) دانش آموز: يعني آقا اگه دلمون 3يا4 تا زن خواست بگيريم؟:)
مبارز..
يکي ميزدين پس کلش:-/
*Baran*
دم بريده ها چشم و گوششون باز شده :)
*Baran*
يکي از معلما منو واسه درس صدا زد ..آخرشم بهم 18 داد منم اعتراض کردم که چرا 18 دادين گفت 18 مثل نوزدهه و نوزده هم مثل بيست...منم ديگه قانع شدم :)
+ دانش آموز به خاطر شيطنت و بازيگوشي پشت سرش خورد گوشه تخته سياه و شکست. کف دستش رو که خوني بود نشونم داد و گفت: آقا خون! رفت سمت در کلاس يهو ولو شد و غش کرد. با نگراني رفتم و بالا سرش و چند بار صداش زدم. به دوتا از دوستاش گفتم: زير بغلشو بگيريد ببريمش دفتر! يهو خودش بلند شد و قاه قاه خنديد: آقا اين سوسول بازيا چيه خودم ميرم:دي من تو سالن: پدر صلواتي:)
معلمانه2
فرداش ديدمش. سرش چهارتا بخيه خورده بود!ميگه: آقا ببخش خودمو زدم به غش کردن:) خواستم هيجانش بيشتر بشه:)
freand
خخ. :)چه بچه هايي
بعدی همه 13 نظر قبلی
چه کارايي ميکنن بچه هاي الان:-o
:)
تسبیح دیجیتال
معلمانه2
89 امتیاز
3 برگزیده
53 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
معلمانه2 عضو گروهی نیست
vertical_align_top